تبلیغات
.
.

درباره ما
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
ذکر صلوات جهت تعجیل در فرج امام زمان "ارواحنا فداه"






نویسندگان
آمار و امكانات
آخرین بروز رسانی :
تعداد كل مطالب :
تعدادکل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
  

خوش آمدید...
ارسال شده توسط در ساعت 04:53 ب.ظ

***بسم الله الرّحمن الرّحیم***

سلامی به گرمی آفتاب....

           سلامی به زیبایی مهتاب....

                       سلامی به روشنایی آب....

                                   سلامی به شیرینی عسل ناب....

m3823i66by98b54563aa.jpg


سایت حوزه
ارسال شده توسط در ساعت 03:48 ق.ظ

زنان الگو در قرآن
ارسال شده توسط در ساعت 03:05 ق.ظ

موضوع مطلب : زن در قرآن و روایات,
زن مسلمان در تقابل با فمینیسم غربی
ارسال شده توسط در ساعت 05:21 ق.ظ
نویسنده : م-اسكندری
 
بی تردید سعادت هر جامعه، در گرو سعادت کوچکترین عنصر تشکیل دهنده آن یعنی خانواده است. خانواده، کانون پرورش نسل آینده و زن در آن نقطه ثقل عاطفه و مهر می باشد. این کانون مهر و عاطفه به تصریح کلیه صاحب نظران می تواند، الهام بخش ابعاد والای اخلاقی و انسانی و یا ابعاد زشت شیطانی باشد و می تواند پایه گذار سعادت و یا شقاوت اجتماع، کشور و به عبارتی بهتر تمامی نسل بشر گردد.

بر اساس فطرت برای یک زن هیچ چیز پر اهمیت تر از ایفای نقشی که خالق مطلق برای او به عنوان یک همسر و یک مادر ترسیم کرده نیست، مادر هم مربی است و هم متربی، هم الگوست و هم الگوساز، و برای آنکه الگو باشد و الگو بسازد و مربی باشد خود نیازمند آموزش است. آموزشی که او را برای جایگاه و مقام برتر مربی انسان شدن آماده می سازد. او می تواند نجات بخش نسل ها و یا عامل سیه روزی و تباهی و در نهایت سقوط انسان در قعر مادیگرایی صرف باشد. در واقع زنان به جهت تأثیرگذاری عمیق و گسترده ای که در سطوح مختلف جامعه دارند، بهترین عامل جهت سرمایه گذاری حاکمان برای تربیت نسل آتی بشمار می آیند.

 
منبع: مرکز امور زنان و خانواده

موضوع مطلب : زن در غرب و (فمینیزم),

بی نام شما فصل بهارم چو خزان است      یادت همه شـادی دلـم در دو جهان است

ای یار پری چهر مرا عشق تو امید             وان قند که از لعـل لــبان تــو روان است

خواهم که بنوشم ز سبویت می نابی        زان روکه برویت دل و چشمم نگران است

بر من نظری یار نظر بر من و بنگر                با گـریـه و زاری به لـبم ذکـر امان است

گفتم که بده سوزی و اشکی و فغانی          گفتش که دلاواری تـو از چه عــیان است

خواهم چو کویر دلم ای یار سرایت               گویی که چمن جای گل و سرو چمان است

گشتیم خراب از پی جامی و ندیدیم            رویی و ندانم زچه او شمس نهان است

صد بارطلب کردی از او ذکری و گفتش           آن را بنگر بر لب و دندان و دهان است

آن لحظه که از فقر ننالیدی و گفتی               فخرم بود آن ثروت عشاق همان است

گفتی همه عمرم به فغان بودم و هیهات        اینجا نه سخن از زمن و کون و مکان است

این ناله عشاق نه سخت است بر آنان          این ناله شکر خند لب پاک دلان است

من را چو نباشد به زمین خانه خشتی          خشتی بنهم بالش و سقفم آسمان است

هر مصرع شعری که "دلاوار" سرودست             تیری به دل از چله ابروی کمان است

حسین عباسی فر(دلاوار)


آرامش قبل از شهادت...
ارسال شده توسط در ساعت 05:25 ب.ظ

کلاس  تدریس قرآنی که آن روز داشت، شلوغترین کلاسش، در مدتی بود که در بانه اقامت داشت.صدیقه افطارش را با نمک باز کرده بود قیافه اش به نظر بقیه بچه ها گونه خاصی شده بود. آن روز آرامتر از روزهای قبل بود. قصد کرد که اول نماز بخواند بعد چیزی بخورد، از جا به قصد وضو بلند شد ،دختر دیگری وارد شد. صدیقه او را می‌شناخت. ‌گاهی او را در کتابخانه دیده بود. چند دقیقه بیشتر نشد که به بهانه‌ای، اسلحة  صدیقه را برداشت و مستقیم گلوله‌ای به سینه‌اش شلیک کرد. پاسدارها از صدای شلیک به سمت اتاق دویدند. ضد انقلاب کار خود را کرده بود و  "خواهر ،صدیقه " به آرزوی همیشگی خود  رسیده بود . پاسدارها می‌گفتند سه ساعت بیشتر زنده نبود و... دو ماه بعد، در مهرماه 1360 جای  صدیقه در کلاس خالی بود. بانه عزادار شده بود. زن‌ها و دخترهای کوچک گریه می‌کردند و صدیقه را بر سر دست‌های دلشان تشییع کردند.

(برای مشاهده کامل این مطلب به ادامه مطلب رجوع کنید)


موضوع مطلب : زنان شهید,
شعری از همسر مهربانم (دلاوار)
ارسال شده توسط در ساعت 05:19 ب.ظ

زنان از منظر حضرت علی علیه السلام
ارسال شده توسط در ساعت 04:20 ب.ظ

 حضرت علی (ع) زنان و مردان را دارای سرمایه های یکسان خلقتی می داند که این سرمایه ها در جنسیت های متفاوت (زن – مرد) بروزهای متفاوتی می یابد؛ لذا اگرچه زن و مرد، به عنوان نوع انسان در بسیاری از صفات مشترک هستند، اما در برخی موارد اختلاف وجود دارد که این اختلاف بر ایفای وظایف آن ها اثر می گذارد. صفات و ویژگی های متفاوت زنان و مردان را می توان به دو بخش ذیل تقسیم نمود:
1.  صفات ذاتی
2.   صفات عرضی

 صفات ذاتی
زنان دارای صفات ذاتی خاص و تقریباً غیر قابل تغییر هستند که این امر آنان را از مردان متمایز می سازد. از جمله صفاتی که در نهج البلاغه برای زنان آورده شده می توان به تکبّر، ترس، بخل، و لطافت زنانه اشاره نمود.


تکبّر- ترس- بخل
حضرت امیر (ع) در حکمت 226 از نهج البلاغه می فرمایند:
«خیار خصال النساء شرارخصال الرجال الزهر و الجبن و البخل فاذا کانت المراه مزهوّه لم تمکن من نفسها و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها و اذا کانت جبانه فرقت من کل شیء یعرض علیها»
بهترین خوی زنان، بدترین خوی مردان است که همانا تکبّر، ترس و بخل است، پس هرگاه زن متکبّر باشد به کسی جز همسر سر فرود نمی آورد و هرگاه بخیل باشد، مال خود و همسرش را حفظ می کند و هرگاه ترسو باشد، از آنچه به او روی می آورد، می ترسد.


زن:آرامش خانواده
ارسال شده توسط در ساعت 08:54 ب.ظ

باقى ماندن زن، یعنى باقى ماندن جمال و نشاط و غرور در زن، مستلزم آسایش بیشتر و تلاش كمتر و فراغ خاطر زیادترى است. اگر زن مجبور باشد مانند مرد دائماً در تلاش و كوشش و در حال دویدن و پول درآوردن باشد، غرورش در هم مى‏شكند، چینها و گره‏هایى كه گرفتاریهاى مالى به چهره و ابروى مرد انداخته است در چهره و ابروى او پیدا خواهد شد. مكرر شنیده شده است زنان غربى كه بیچاره‏ها در كارگاهها و كارخانه‏ها و اداره‏ها اجباراً در تلاش معاشند، آرزوى زندگى زن شرقى را دارند. بدیهى است زنى كه آسایش خاطر ندارد، فرصتى نخواهد یافت كه به خود برسد و مایه سرور و بهجت مرد نیز واقع شود.
لذا نه تنها مصلحت زن، بلكه مصلحت مرد و كانون خانوادگى نیز در این است كه زن از تلاشهاى اجبارى خردكننده معاش معاف باشد. مرد هم مى‏خواهد كانون خانوادگى براى او كانون آسایش و رفع خستگى و فراموشخانه گرفتاریهاى بیرونى باشد. زنى قادر است كانون خانوادگى را محل آسایش و فراموشخانه گرفتاریها قرار دهد كه خود به اندازه مرد خسته و كوفته كار بیرون نباشد. واى به حال مردى كه خسته و كوفته پا به خانه بگذارد و با همسرى خسته‏تر و كوفته‏تر از خود روبرو شود. لهذا آسایش و سلامت و نشاط و فراغ خاطر زن براى مرد نیز ارزش فراوان دارد.
سرّ اینكه مردان حاضرند با جان كندن پول درآورند و دو دستى تقدیم زن خود كنند تا او با گشاده دستى خرج سر و بر خود كند این است كه مرد نیاز روحى خود را به زن دریافته است؛ دریافته است كه خداوند زن را مایه آسایش و آرامش روح او قرار داده است (وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْكُنَ الَیْها) «1»؛ دریافته است كه هر اندازه موجبات آسایش و فراغ خاطر همسر خود را فراهم كند، غیر مستقیم به سعادت خود خدمت كرده است و كانون خانوادگى خود را رونق بخشیده است؛ دریافته است كه از دو همسر لازم است لااقل یكى مغلوب تلاشها و خستگیها نباشد تا بتواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد، و در این تقسیم كار آن كه بهتر است در معركه زندگى وارد نبرد شود مرد است و آن كه بهتر مى‏تواند آرامش دهنده روح دیگرى باشد زن است.
( 1). اعراف/ 189.
(2) .مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏19، ص:222 و 223



موضوع مطلب : زن در کلام بزرگان اسلامی,
زن و مولانا(1)
ارسال شده توسط در ساعت 06:49 ب.ظ

مولانا بزرگترین سراینده شعر عرفانی در ادبیات فارسی است که بررسی آراء او درباره زنان می تواند به نوعی نماینده تلقی عرفان اسلامی ـ ایرانی از زنان باشد. این بررسی نشان می دهد که مولانا از سویی تئوری ها ی معرفتی خود را درباره زن که یکی از مسائل هستی است، بیان می کند و از سوی دیگر روش ها ی عملی انطباق با آن تئوری ها را نشان می دهد. بدین گونه با حکایت ها و تمثیل های خود پلی میان زمین و آسمان می سازد ومریدان خود را با گذراندن از آن به اعتلا می رساند. اغلب تمثیل های مولانا به نماد پردازی و سمبولیزم ختم می شود که سعی شده تا حد امکان بررسی و یادآوری گردد.

الگوهای ستوده زنان
مولانا در معرفی زنان نمونه (ادامه در ادامه مطلب)

 


موضوع مطلب : شعر زن,